1
00:00:14,670 --> 00:00:15,830
‫خانم لوفاس؟

2
00:00:15,920 --> 00:00:17,130
‫حال‌تون خوبه؟

3
00:00:17,380 --> 00:00:20,500
‫آره، فقط یه خواب کوچیک دیدیم.

4
00:00:20,580 --> 00:00:22,670
‫سوار شدن تو تاناکا خیلی راحته، خوابمون برد.

5
00:00:22,750 --> 00:00:24,040
‫چه خوابی دیدین؟

6
00:00:24,130 --> 00:00:27,580
‫احساس می‌کنیم یه خواب مهم و عجیب بود،

7
00:00:27,670 --> 00:00:28,670
‫ولی یادمون نمیاد چی بود.

8
00:00:28,750 --> 00:00:29,960
‫فهمیدم.

9
00:00:30,080 --> 00:00:32,330
‫تا وانهیم هنوز راه زیادی مونده؟

10
00:00:32,420 --> 00:00:35,790
‫بله، هنوز فاصله زیادی داریم.

11
00:00:36,670 --> 00:00:39,670
‫یکی از دوازده ستاره آسمانی،
‫پارتِنوس، دوشیزه‌ی پاک.

12
00:00:40,040 --> 00:00:41,830
‫وقتی پیداش کنم، باید برش گردونم.

13
00:00:42,460 --> 00:00:48,710
‫یادم اومد، اون بال‌دارای آسمونی کجا رفتن،
‫بعد از اینکه پارتنوس از وانهیم بیرونشون کرد؟

14
00:00:48,920 --> 00:00:52,630
‫الان اون‌ها تو جالارهورن زندگی می‌کنن.

15
00:00:52,710 --> 00:00:56,670
‫اونجا رو یکی از هفت قهرمان،
‫پادشاه آسمون، مراک پایه‌گذاری کرده.

16
00:00:56,750 --> 00:00:59,710
‫آه، پایتخت سلطنتی جالارهورن داره دیده می‌شه.

17
00:01:01,080 --> 00:01:03,210
‫یه کشور مخصوص بال‌دارهای آسمونی؟

18
00:01:03,540 --> 00:01:06,670
‫احساس می‌کنم رفتن اونجا
‫برای من اصلاً خوب نیست.

19
00:01:06,750 --> 00:01:09,790
‫ولی اگه مراک اونجاست،
‫داستان فرق می‌کنه.

20
00:01:10,250 --> 00:01:14,170
‫یکی از قهرمان‌های زنده که قبلاً
‫با من تو بازی بود...

21
00:01:14,710 --> 00:01:16,290
‫برای مِگـرِز اینطور نبود،

22
00:01:16,380 --> 00:01:20,250
‫ولی شاید مراک هم یه بازیکن مثل من باشه.

23
00:01:20,830 --> 00:01:21,880
‫هممم...

24
00:01:22,170 --> 00:01:23,170
‫درسته.

25
00:01:23,250 --> 00:01:25,540
‫پیدا کردن پارتنوس مهمه،

26
00:01:25,630 --> 00:01:29,460
‫ولی دیدار با هفت قهرمان باقی‌مونده
‫یکی دیگه از هدفای سفرمه.

27
00:01:29,710 --> 00:01:31,960
‫تاناکا، می‌ریم جالارهورن توقف کنیم.

28
00:01:32,080 --> 00:01:33,960
‫چشم، رئیس.

29
00:03:05,460 --> 00:03:07,670
‫جالارهورن

30
00:03:07,960 --> 00:03:09,920
‫قسمت هفتم / من... ناجی بودم!
‫- اینجا جالارهورنه؟

31
00:03:10,000 --> 00:03:11,540
‫قسمت هفتم / من... ناجی بودم!
‫- چه شهر عجیبیه.

32
00:03:11,630 --> 00:03:14,250
‫ساختمونا کنار صخره ساخته شدن.

33
00:03:14,330 --> 00:03:16,460
‫به نظر میاد راه رفتن توش خیلی سخت باشه.

34
00:03:16,540 --> 00:03:20,130
‫و چرا اینجا اینقدر واضح
‫به دو رنگ سیاه و سفید تقسیم شده؟

35
00:03:20,460 --> 00:03:23,420
‫به نظر می‌رسه این کشور
‫یه جور بحران داخلی داره

36
00:03:23,500 --> 00:03:26,790
‫- بعد از اینکه به دو جناح تقسیم شدن.
‫- جناح‌ها؟

37
00:03:26,880 --> 00:03:31,290
‫بله، اونایی که خودِ سفیدبال‌ها رو برتر می‌دونن
‫و به بال‌های سفید خالصشون افتخار می‌کنن

38
00:03:31,380 --> 00:03:34,250
‫دیگه هیچ گونه بال دیگه‌ای رو قبول ندارن.

39
00:03:34,330 --> 00:03:37,040
‫ولی یه گروه مخالف به اسم طرفدارای بال‌های ترکیبی هستن.

40
00:03:37,130 --> 00:03:38,500
‫بحران داخلی؟

41
00:03:38,580 --> 00:03:40,250
‫مراک چیکار داره می‌کنه؟

42
00:03:40,330 --> 00:03:44,130
‫مراک فعلاً بی‌طرف مونده و
‫سعی می‌کنه جلوی درگیری دو طرف رو بگیره،

43
00:03:44,210 --> 00:03:46,170
‫ولی نتونسته کنترلشون کنه.

44
00:03:46,250 --> 00:03:47,540
‫پس ناتوانه دیگه.

45
00:03:47,630 --> 00:03:50,330
‫لیبرا، اینطور حرف زدن درست نیست.

46
00:03:50,420 --> 00:03:53,500
‫اون قوم بال‌دار آسمونی خیلی
‫ارزش بال‌ سفید خالص رو می‌دونن،

47
00:03:53,580 --> 00:03:57,960
‫برای همین همیشه گرایش داشتن
‫که بال‌های رنگی رو سرکوب کنن.

48
00:03:58,040 --> 00:04:00,750
‫اما در دوران حکومت خانم لوفاس،

49
00:04:00,830 --> 00:04:03,210
‫تبعیض و آزار اون‌ها ممنوع بود، درسته؟

50
00:04:03,290 --> 00:04:05,630
‫کاملاً درست گفتی، آریِس!

51
00:04:05,710 --> 00:04:08,710
‫جدی؟ یادم نمیاد همچین دستوری داده باشم.

52
00:04:09,130 --> 00:04:11,080
‫وقتی خانم لوفاس رفت،

53
00:04:11,170 --> 00:04:15,210
‫اون سفیدبالا گفتن: "ما همیشه از همه برتر بودیم!"

54
00:04:15,290 --> 00:04:19,380
‫و اونایی که بال ترکیبی داشتن و مخالفشون بودن،
‫خواستار برابری شدن.

55
00:04:19,710 --> 00:04:24,250
‫الان دویست ساله دارن با هم می‌جنگن!

56
00:04:26,000 --> 00:04:28,670
‫یعنی آزار و تبعیض علیه بال‌ ترکیبی‌ها
‫به خاطر یه خطرناک مثل من بیشتر شده؟!

57
00:04:28,750 --> 00:04:31,380
‫چون من از اون‌ها بودم؟!

58
00:04:34,040 --> 00:04:35,960
‫باید فکری براش بکنیم.

59
00:04:37,000 --> 00:04:39,960
‫میانگین عمر یه بال‌دار آسمونی
‫حدود ۱۵۰۰ ساله.

60
00:04:40,080 --> 00:04:43,790
‫پس معلومه هنوز خیلی‌ها یادشون هست کی بود لوفاس.

61
00:04:44,250 --> 00:04:47,420
‫یه تغییر ساده‌ست، ولی
‫حداقل قیافه‌مو یه ذره پنهون می‌کنه.

62
00:04:48,460 --> 00:04:49,880
‫خب، خانم لوفاس،

63
00:04:49,960 --> 00:04:51,420
‫کجا بریم حالا؟

64
00:04:51,500 --> 00:04:52,750
‫بریم سمت سیاه.

65
00:04:52,830 --> 00:04:55,630
‫ارباب رنگ مشکی رو دوست داره. یادم می‌مونه.

66
00:04:55,710 --> 00:04:58,250
‫از این به بعد لباس زیر مشکی انتخاب می‌کنم.

67
00:04:58,330 --> 00:05:00,710
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟!

68
00:05:00,790 --> 00:05:03,420
‫منظورم رنگ لباس شماست، ارباب.

69
00:05:03,500 --> 00:05:05,830
‫- یا ترجیح می‌دید خودم بپوشم؟
‫- نه، بی‌خیالش شو!

70
00:05:05,920 --> 00:05:08,540
‫آها، پس سفیدی رو ترجیح می‌دین. خیلی محافظه‌کارید.

71
00:05:08,630 --> 00:05:09,920
‫نه، موضوع این نیست!

72
00:05:10,130 --> 00:05:12,380
‫پس معتقدین بدون لباس زیر بهتره!

73
00:05:16,130 --> 00:05:18,500
‫افکارش کاملاً قاطی شده.

74
00:05:18,580 --> 00:05:20,330
‫هنوز درست کار نمی‌کنه؟

75
00:05:21,540 --> 00:05:24,040
‫خب، اینم پله‌هایی هستن

76
00:05:24,130 --> 00:05:25,710
‫که به شهر می‌رسن.

77
00:05:27,790 --> 00:05:30,330
‫برای کسایی مثل ما که نمی‌تونیم پرواز کنیم، خیلی سخته.

78
00:05:31,040 --> 00:05:34,460
‫نگران نباشین، من همه‌تونو حمل می‌کنم.

79
00:05:35,000 --> 00:05:36,960
‫انتخاب برنامه.

80
00:05:37,080 --> 00:05:39,500
‫فعال‌سازی مهارت: جت آسمونی.

81
00:05:45,040 --> 00:05:46,290
‫هی! وایسا!

82
00:05:46,380 --> 00:05:47,960
‫لیبرا، وایستا! وایستا!

83
00:05:48,040 --> 00:05:49,040
‫بس کن!

84
00:05:49,210 --> 00:05:51,420
‫توقف!

85
00:05:52,880 --> 00:05:54,960
‫اوه، واقعاً سروصدا کرد.

86
00:05:55,040 --> 00:05:56,290
‫- نمی‌دونم اینا چیکار می‌کنن؟
‫- اون کی بود؟

87
00:05:56,380 --> 00:05:58,380
‫- چه صدای وحشتناکی بود.
‫- اون کی بود؟

88
00:05:59,670 --> 00:06:01,210
‫لیبرا، کارت خیلی بد بود.

89
00:06:01,290 --> 00:06:03,250
‫نیمه‌شب نمی‌تونی اینقدر سر و صدا کنی.

90
00:06:03,330 --> 00:06:05,380
‫ما با موفقیت وارد شهر شدیم.

91
00:06:05,460 --> 00:06:07,380
‫نتیجه گرفتم که هیچ مشکلی نیست.

92
00:06:07,460 --> 00:06:08,580
‫نتیجه‌گیریت کاملاً اشتباهه!

93
00:06:10,380 --> 00:06:12,630
‫از اینکه نیمه‌شب مزاحمتون شدیم، واقعاً معذرت می‌خوایم!

94
00:06:12,710 --> 00:06:14,830
‫ما بازرگان‌های آزادیم.

95
00:06:14,920 --> 00:06:17,830
‫ببخشید که با این اشتباهمون بیدارتون کردیم.

96
00:06:17,920 --> 00:06:20,830
‫اوه، منم آریِس هستم.

97
00:06:21,250 --> 00:06:22,460
‫سفالُو.

98
00:06:22,540 --> 00:06:24,830
‫واقعاً بابت مزاحمت عذر می‌خوایم.

99
00:06:25,080 --> 00:06:27,710
‫من گلِمی هستم که از این سه نفر محافظت می‌کنم.

100
00:06:27,790 --> 00:06:29,880
‫اسمم کوپرنیکوس چهارمه.

101
00:06:30,460 --> 00:06:33,500
‫کاش یه آدم عاقل داشتیم که بتونه با اون کنار بیاد!

102
00:06:33,580 --> 00:06:36,460
‫اوه، شماها همه تاجرین؟

103
00:06:36,540 --> 00:06:39,670
‫روش جالبی برای ورود به شهر انتخاب کردین.

104
00:06:39,750 --> 00:06:41,710
‫لازم نیست خودتو به تعریف مجبور کنی، پیرمرد!

105
00:06:41,790 --> 00:06:43,540
‫حتماً از سفر طولانی خسته شدین.

106
00:06:43,960 --> 00:06:46,380
‫خونواده‌مون یه مهمان‌خونه داره.

107
00:06:46,460 --> 00:06:49,040
‫اگه خواستین، خوشحال می‌شیم سر بزنین.

108
00:06:49,130 --> 00:06:50,210
‫چی‌کار کنیم...؟

109
00:06:56,420 --> 00:06:58,130
‫خیلی ممنون ازتون!

110
00:07:09,290 --> 00:07:10,830
‫باز هم تویی؟!

111
00:07:10,920 --> 00:07:12,540
‫چند بار باید بهت بگم؟!

112
00:07:15,630 --> 00:07:19,170
‫بارها بهت هشدار دادم که به بچه‌های همسایه صدمه نزنی!

113
00:07:19,500 --> 00:07:20,540
‫ولی پدر!

114
00:07:20,630 --> 00:07:22,580
‫اونا بودن که اول شروع کردن!

115
00:07:22,670 --> 00:07:24,540
‫سنگ پرت کردن سمت من، من فقط—

116
00:07:24,630 --> 00:07:27,210
‫ساکت شو! بچهٔ بی‌ارزش و بی‌فایده!

117
00:07:27,540 --> 00:07:32,830
‫کل قبیله‌مون داره به خاطر تولد تو نابود می‌شه!

118
00:07:33,670 --> 00:07:34,710
‫پـ—

119
00:07:42,210 --> 00:07:44,250
‫دیگه حق نداری از اینجا بیرون بری.

120
00:07:59,080 --> 00:08:02,420
‫زنده باد آلوِنس، الههٔ عشق!

121
00:08:15,790 --> 00:08:16,880
‫لعنتی!

122
00:08:21,330 --> 00:08:22,380
‫مامان!

123
00:08:24,250 --> 00:08:25,880
‫باید استراحت می‌کردی تو تخت!

124
00:08:25,960 --> 00:08:28,210
‫اومدنت اینجا باعث می‌شه اونم سرت داد بزنه!

125
00:08:28,630 --> 00:08:29,880
‫لوفاس.

126
00:08:29,960 --> 00:08:31,460
‫این رو بخور.

127
00:08:31,790 --> 00:08:33,500
‫مرسی!

128
00:08:36,460 --> 00:08:37,790
‫متأسفم.

129
00:08:40,500 --> 00:08:41,540
‫که باید اینو تحمل کنی.

130
00:08:41,630 --> 00:08:42,630
‫مامان!

131
00:08:46,330 --> 00:08:47,380
‫ببخشید.

132
00:08:48,960 --> 00:08:50,040
‫اشکالی نداره.

133
00:08:51,710 --> 00:08:53,580
‫من خوبم!

134
00:09:01,040 --> 00:09:03,380
‫مرسی، لوفاس.

135
00:09:04,380 --> 00:09:05,420
‫باشه!

136
00:09:05,710 --> 00:09:06,750
‫هی!

137
00:09:08,540 --> 00:09:10,920
‫چرا گذاشتی از خونه بیرون بیاد؟!

138
00:09:11,630 --> 00:09:13,040
‫مـ... مـن... ببخـ—

139
00:09:14,330 --> 00:09:16,500
‫ولش کن و بیا اینجا!

140
00:09:18,750 --> 00:09:19,790
‫بایست.

141
00:09:23,750 --> 00:09:25,630
‫به مامان صدمه نزن!

142
00:09:30,040 --> 00:09:31,130
‫مامان!

143
00:09:31,540 --> 00:09:35,040
‫مادرت مریضه، اونم فقط به خاطر تو!

144
00:09:36,960 --> 00:09:38,130
‫- بیا اینجا!
‫- لوفاس!

145
00:09:38,920 --> 00:09:39,960
‫لوفاس!

146
00:09:40,250 --> 00:09:41,330
‫لوفاس!

147
00:09:55,750 --> 00:09:58,630
‫چرا باید با من این‌طوری رفتار کنن؟

148
00:09:59,920 --> 00:10:02,210
‫فقط چون رنگ بال‌هام فرق داره؟

149
00:10:16,080 --> 00:10:19,040
‫چرا این دنیا این‌قدر بی‌عدالته؟!

150
00:10:19,790 --> 00:10:21,920
‫چرا ما باید این‌همه درد بکشیم؟!

151
00:10:23,000 --> 00:10:25,380
‫این الهه‌ی بزرگ آفرینش؟! چی بود واقعاً؟!

152
00:10:26,380 --> 00:10:27,960
‫الهه‌ی عشق؟! شوخی می‌کنی؟!

153
00:10:28,710 --> 00:10:30,710
‫اگه واقعاً وجود داره،

154
00:10:32,080 --> 00:10:35,670
‫پس چرا این دنیا انقدر پر از بی‌عدالتیه؟!

155
00:10:41,250 --> 00:10:43,040
‫هیچ الهه‌ای وجود نداره.

156
00:10:43,580 --> 00:10:45,380
‫هیچ‌کس قرار نیست منو نجات بده!

157
00:10:49,130 --> 00:10:50,580
‫پس من...

158
00:10:56,000 --> 00:10:58,210
‫خودم باید...

159
00:10:59,130 --> 00:11:00,670
‫خودم رو نجات بدم!

160
00:11:19,670 --> 00:11:21,170
‫می‌خوام قوی‌تر بشم.

161
00:11:22,000 --> 00:11:25,330
‫الان هنوز ضعیفم و تجربه‌ام کمه...

162
00:11:25,920 --> 00:11:26,920
‫اما یه روز...

163
00:11:27,000 --> 00:11:28,380
‫مامان رو با خودم می‌برم

164
00:11:28,630 --> 00:11:31,380
‫و از این زندگی رقت‌انگیز فرار می‌کنم.

165
00:11:33,290 --> 00:11:34,330
‫پس!

166
00:11:35,210 --> 00:11:36,540
‫باید اون‌قدر قوی بشم

167
00:11:36,920 --> 00:11:38,540
‫که بتونم له کنم

168
00:11:38,630 --> 00:11:42,540
‫همه‌ی ظلم و نابرابری رو

169
00:11:44,210 --> 00:11:45,830
‫توی این دنیا!

170
00:11:52,380 --> 00:11:53,500
‫خانم لوفاس؟

171
00:11:55,210 --> 00:11:56,630
حالتون خوبه؟

172
00:11:58,710 --> 00:12:00,880
‫همین الان یه خواب دیدیم از گذشته.

173
00:12:00,960 --> 00:12:02,960
‫از گذشته؟

174
00:12:03,750 --> 00:12:04,790
‫آره.

175
00:12:04,960 --> 00:12:06,580
‫نگران نباش.

176
00:12:14,960 --> 00:12:19,130
‫یادم نمیاد توی بازی براش همچین پیش‌زمینه‌ای ساخته باشم.

177
00:12:20,130 --> 00:12:21,210
‫لعنتی!

178
00:12:21,670 --> 00:12:24,790
‫به‌نظر میاد باید فرضیاتم رو عوض کنم.

179
00:12:25,830 --> 00:12:27,080
‫اون خوابی که دیدم،

180
00:12:27,170 --> 00:12:31,040
‫به همراه خاطرات ناآشنایی که
‫بعد از اومدنم به این دنیا وارد ذهنم شدن،

181
00:12:31,290 --> 00:12:33,500
‫باید خاطرات خودِ این لوفاس باشه.

182
00:12:37,670 --> 00:12:39,750
‫باورم نمی‌شه، ولی...

183
00:12:40,750 --> 00:12:42,750
‫این دنیا، دنیای بازی نیست.

184
00:12:43,330 --> 00:12:45,040
‫این یه دنیای واقعی‌ه.

185
00:12:49,040 --> 00:12:50,080
‫با این‌حال...

186
00:12:50,330 --> 00:12:53,000
‫من هنوز کسی‌ام که تو بدن لوفاس زندگی می‌کنه.

187
00:12:53,750 --> 00:12:55,170
‫این روح من‌ـه.

188
00:12:56,630 --> 00:12:57,960
‫ولی اگه این درسته،

189
00:12:58,080 --> 00:13:01,710
‫پس روح واقعی لوفاس کجا رفته؟!

190
00:13:02,920 --> 00:13:06,880
‫قلعه‌ی پادشاه اهریمنی

191
00:13:07,330 --> 00:13:10,080
‫قوم اهریمنی، تالار هفت فروزان

192
00:13:10,500 --> 00:13:12,500
‫چی سر مارس اومد؟

193
00:13:12,580 --> 00:13:14,880
‫کی می‌دونه؟ احتمالاً مرده.

194
00:13:15,210 --> 00:13:17,080
‫مگر اینکه مِگرِز کشتش،

195
00:13:17,170 --> 00:13:19,880
‫یا شاید آریِس بهش خیانت کرده.

196
00:13:20,170 --> 00:13:23,080
‫اون ضعیف‌ترین عضو از هفت فروزان بود.

197
00:13:23,460 --> 00:13:25,880
‫اینکه یکی از دوازده ستاره‌ی آسمانی بکشتش،

198
00:13:25,960 --> 00:13:28,250
‫برای کل قوم اهریمنی یه ننگه.

199
00:13:28,330 --> 00:13:29,670
‫تو اومدی.

200
00:13:29,750 --> 00:13:31,380
‫کجا بودی کل این مدت؟

201
00:13:31,460 --> 00:13:35,580
‫داشتم رد کسی رو می‌گرفتم که مارس رو شکست داده بود.

202
00:13:35,670 --> 00:13:36,710
‫اوه؟

203
00:13:37,170 --> 00:13:38,790
‫خب اون کیه؟

204
00:13:38,880 --> 00:13:40,170
‫دقیق نمی‌دونم.

205
00:13:40,250 --> 00:13:44,540
‫احساس می‌کردم اگه زیادی نزدیک بشم،
‫اونم منو می‌کشه.

206
00:13:44,790 --> 00:13:49,710
‫ولی یادم میاد از پشتش بال‌های سیاه قشنگی دراومده بود.

207
00:13:49,790 --> 00:13:51,670
‫بال‌های سیاه؟

208
00:13:51,750 --> 00:13:54,670
‫– منظورت لوفاس مافاهله؟
‫– محاله!

209
00:13:54,750 --> 00:13:57,880
‫اونو بیش از دویست سال پیش
‫انسان‌ها کشتن!

210
00:13:57,960 --> 00:14:02,710
‫پادشاه بال‌سیاه، تنها کسی که پادشاه اهریمنی
‫از نبرد مستقیم باهاش دوری می‌کرد!

211
00:14:02,790 --> 00:14:06,170
‫اگه هنوز زنده باشه،
‫همه‌ی قوم اهریمنی در خطرن.

212
00:14:06,250 --> 00:14:09,670
‫ونوس، از حرکاتش خبر داری؟

213
00:14:09,750 --> 00:14:12,750
‫آره، به‌نظر میاد الان تو گیالارهورن باشه.

214
00:14:12,830 --> 00:14:14,630
‫گیالارهورن...

215
00:14:14,710 --> 00:14:16,580
‫چه تصادف خوبی.

216
00:14:16,670 --> 00:14:19,960
‫ژوپیتر، با ونوس همکاری کن تا رفتارش رو زیر نظر بگیرین.

217
00:14:21,880 --> 00:14:24,210
‫انتظارات بزرگی ازت دارم، ونوس.

218
00:14:25,130 --> 00:14:26,830
‫همون‌طور که دستور می‌دین.

219
00:14:28,790 --> 00:14:29,830
‫خب،

220
00:14:30,170 --> 00:14:32,960
‫می‌خواستیم امروز با مِراک ملاقات کنیم، ولی...

221
00:14:33,040 --> 00:14:35,630
‫مِراک هنوز پادشاه حاکمه.

222
00:14:35,920 --> 00:14:37,670
‫با توجه به درگیری‌های داخلی،

223
00:14:37,750 --> 00:14:40,210
‫بعیده بتونیم همین امروز به دیدنش برسیم.

224
00:14:40,290 --> 00:14:41,500
‫درسته.

225
00:14:41,960 --> 00:14:45,960
‫پس امروز آزادیـم که گشت بزنیم
‫تو پایتخت و اطلاعات جمع کنیم.

226
00:14:46,040 --> 00:14:49,040
‫از اون‌جایی که آشوب‌ها اساساً تقصیر من بوده،

227
00:14:49,130 --> 00:14:50,420
‫نمی‌تونم بی‌تفاوت باشم.

228
00:14:50,500 --> 00:14:52,290
‫کجا می‌خواین برید، ارباب؟

229
00:14:52,540 --> 00:14:55,960
‫می‌خوایم بریم ببینیم بال‌دارهای ترکیبی
‫چطوری دارن زندگی می‌کنن.

230
00:14:56,040 --> 00:14:59,830
‫پس منم می‌رم ببینم بال‌دارهای سفید چطورن!

231
00:14:59,920 --> 00:15:02,670
‫شاید چیزی جالب دستگیرم بشه.

232
00:15:02,750 --> 00:15:05,210
‫باشه. پس بعداً همین‌جا دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

233
00:15:09,380 --> 00:15:10,710
‫اون صدای چیه؟!

234
00:15:10,790 --> 00:15:11,920
‫کی می‌دونه؟

235
00:15:12,000 --> 00:15:14,380
‫هی! حداقل سعی کن یه‌ذره مخفیانه عمل کنی!

236
00:15:14,460 --> 00:15:17,330
‫خب، منم راه می‌افتم.

237
00:15:19,130 --> 00:15:21,080
‫امم، خانم لوفاس.

238
00:15:21,540 --> 00:15:23,880
‫یه چیزی هست که باید بهتون بگم.

239
00:15:24,540 --> 00:15:28,420
‫در مورد یکی از دوازده ستاره‌ی آسمونی،
‫آیگوکروس، بز.

240
00:15:29,460 --> 00:15:34,790
‫خیلی وقت پیش، اون منو دعوت کرد
‫که باهاش به قوم اهریمنی بپیوندم.

241
00:15:35,210 --> 00:15:39,250
‫پس احتمال زیاد آیگوکروس
‫الان هم‌پیمان اهریمنی‌هاست.

242
00:15:39,710 --> 00:15:42,460
‫درسته... دینا هم یه حرف مشابه زده بود.

243
00:15:43,420 --> 00:15:46,330
‫پس هر وقت پیداش کردیم، باید فوراً برش گردونیم.

244
00:15:46,420 --> 00:15:47,420
‫بله، حتماً!

245
00:15:51,790 --> 00:15:53,170
‫چه آرامشی.

246
00:15:53,250 --> 00:15:55,750
‫اصلاً انگار خبری از جنگ و درگیری نیست.

247
00:15:59,040 --> 00:16:01,750
‫به‌نظر می‌رسه لباس‌م هنوز جلب توجه می‌کنه.

248
00:16:02,080 --> 00:16:04,630
‫شاید بهتر باشه از زن بودنم استفاده کنم

249
00:16:05,210 --> 00:16:07,670
‫و خودم رو به شکل یه مرد دربیارم؟

250
00:16:07,750 --> 00:16:08,830
‫فکر خوبیه.

251
00:16:08,920 --> 00:16:12,580
‫باشه، وقتی برگشتم با کیمیاگری یه دست لباس مردونه درست می‌کنم!

252
00:16:14,670 --> 00:16:16,460
‫یه معبد سیاه؟

253
00:16:17,170 --> 00:16:20,540
‫یعنی دارن مجسمه‌ی الهه‌ی آفرینش، آلوونوس رو پرستش می‌کنن؟

254
00:16:27,630 --> 00:16:28,670
‫این...

255
00:16:29,630 --> 00:16:31,040
‫مجسمه‌ی خودِ منه؟!

256
00:16:31,500 --> 00:16:34,170
‫آه، شما مسافری؟

257
00:16:34,250 --> 00:16:36,420
‫این مجسمه‌ی فاتح بال‌سیاهه،

258
00:16:36,920 --> 00:16:38,790
‫لوفاس مافاهل بزرگ.

259
00:16:39,130 --> 00:16:40,460
‫چه جالب!

260
00:16:40,540 --> 00:16:43,790
‫یعنی این معبد داره اون دیکتاتور معروف رو می‌پرسته؟

261
00:16:43,880 --> 00:16:44,920
‫چی؟!

262
00:16:46,460 --> 00:16:49,880
‫بله، شاید تو بقیه‌ی دنیا این‌طوری صداش می‌زنن،

263
00:16:49,960 --> 00:16:53,540
‫ولی برای ما، اون ناجی ما بود.

264
00:16:53,830 --> 00:16:55,130
‫ناجی؟

265
00:16:55,420 --> 00:16:57,000
‫خوشحال می‌شیم بیشتر توضیح بدین.

266
00:16:57,540 --> 00:17:00,290
‫اونایی که بال‌هایی شبیه ما داشتن،

267
00:17:00,380 --> 00:17:02,830
‫همیشه توسط بال‌دارهای سفید تحقیر می‌شدن،

268
00:17:02,920 --> 00:17:06,000
‫و مجبور بودیم تو زاغه‌ها، یه زندگی نکبت‌بار داشته باشیم.

269
00:17:06,380 --> 00:17:11,330
‫هر روز با ترس و لرز تو سایه‌ها زندگی می‌کردیم.

270
00:17:11,630 --> 00:17:13,290
‫واقعاً فاجعه‌بار بود.

271
00:17:13,790 --> 00:17:16,500
‫ولی اون فرق داشت.

272
00:17:16,830 --> 00:17:19,130
‫بال‌هاش سیاه بودن،

273
00:17:19,210 --> 00:17:21,210
‫و از همه زیباتر.

274
00:17:21,630 --> 00:17:24,330
‫وقتی ما فقط از ترس می‌لرزیدیم،

275
00:17:24,420 --> 00:17:28,830
‫اون با قدرتش نشون داد که لیاقت احترام و اعتبار داره.

276
00:17:28,920 --> 00:17:32,210
‫بعد کشورمون رو فتح کرد، تبعیض رو ممنوع کرد،

277
00:17:32,460 --> 00:17:35,790
‫و با ما با عزت رفتار کرد!

278
00:17:36,080 --> 00:17:37,330
‫آره دیگه...

279
00:17:37,420 --> 00:17:39,460
‫چه تعریف اغراق‌آمیزی!

280
00:17:39,540 --> 00:17:43,790
‫به لطف اون تونستیم غرورمون رو پس بگیریم،

281
00:17:44,040 --> 00:17:46,380
‫و ثابت کنیم که ما آدم‌های پست نیستیم!

282
00:17:46,460 --> 00:17:50,790
‫که ما هم یه‌جور «بال‌دار آسمونی» هستیم،
‫با رنگ بالی متفاوت!

283
00:17:51,000 --> 00:17:54,960
‫اما یادتون رفته که پارثنوس باکره،

284
00:17:55,080 --> 00:17:58,630
‫یکی از زیردستانِ لوفاس،
‫جایگاهتون رو ازتون گرفت؟

285
00:17:59,210 --> 00:18:02,380
‫البته که یادمون نرفته.

286
00:18:02,630 --> 00:18:03,790
‫ولی راستش،

287
00:18:03,880 --> 00:18:08,630
‫ما فکر می‌کنیم بیرون رانده شدن از وطنمون
‫در واقع مجازات حقمون بود.

288
00:18:08,710 --> 00:18:09,710
‫اوه؟

289
00:18:10,040 --> 00:18:12,080
‫ما مرتکب اشتباه بچگانه‌ای شدیم،

290
00:18:12,170 --> 00:18:15,380
‫به لوفاس بزرگ خیانت کردیم و باعث ظهور اهریمنی‌ها شدیم.

291
00:18:15,460 --> 00:18:19,130
‫حتی این‌که همون موقع مستقیم نابودمون نکرد یه لطف بزرگه!

292
00:18:19,380 --> 00:18:21,630
‫اوه اوه... اوضاع داره بد می‌شه.

293
00:18:22,500 --> 00:18:25,790
‫این حرفتون واقعاً توهین به پادشاه مِراکه،

294
00:18:25,880 --> 00:18:30,040
‫اما خودتون درباره‌ی پادشاهتون چه فکری دارین؟

295
00:18:32,500 --> 00:18:34,960
‫اون احمق‌ترین آدم ممکنه.

296
00:18:37,290 --> 00:18:38,710
‫که خودش رو قهرمان می‌دونه؟

297
00:18:38,790 --> 00:18:41,040
‫واقعاً خنده‌داره!

298
00:18:50,460 --> 00:18:53,380
‫جدی؟! هنوز نیومده؟!

299
00:18:53,460 --> 00:18:57,250
‫واقعاً چی‌ش بهش اومده؟
‫چطوری دلش میاد یه خانم رو این‌قدر منتظر بذاره؟!

300
00:18:58,080 --> 00:18:59,130
‫نفس‌گیری...

301
00:19:00,210 --> 00:19:01,250
‫گشاد شدن مردمک چشم...

302
00:19:02,460 --> 00:19:04,170
‫جهت نگاه، رفتار...

303
00:19:04,250 --> 00:19:09,420
‫نتیجه: در حال حاضر هیچ بال‌دار آسمونی‌ای حضور ارباب رو تشخیص نداده.

304
00:19:09,880 --> 00:19:11,960
‫ادامه‌ی رصد و نظارت.

305
00:19:13,380 --> 00:19:14,630
‫خانم دینا...

306
00:19:14,710 --> 00:19:17,790
‫با ۹۵ درصد احتمال داره دنبال یه نفر می‌گرده.

307
00:19:18,170 --> 00:19:22,580
‫اما چون حافظه‌ی مربوطه در دسترس نیست،
‫نمی‌تونم حدس بزنم دنبال کیه.

308
00:19:26,080 --> 00:19:29,540
‫رنگ مصنوعی و غیرعادی پوست تأیید شد.

309
00:19:29,630 --> 00:19:33,210
‫وجود دندان‌نیش از حالت بالای لب‌ها تأیید شد.

310
00:19:33,290 --> 00:19:37,750
‫از فاصله بین عینک آفتابی، مردمک عمودی مخصوص اهریمنی‌ها دیده شد.

311
00:19:37,830 --> 00:19:41,960
‫نتیجه‌ی نهایی: احتمال این‌که فرد یه اهریمنی در لباس مبدله ۹۸ درصده.

312
00:19:42,040 --> 00:19:43,920
‫شناسایی دشمن به پایان رسید.

313
00:19:44,330 --> 00:19:46,880
‫با توجه به جهت نگاه و زاویه‌ی حرکتش،

314
00:19:46,960 --> 00:19:50,420
‫احتمال داره با خانم دینا تماس مستقیم برقرار کنه.

315
00:19:50,670 --> 00:19:52,630
‫و این، دلیلی موجه برای حذف محسوب می‌شه.

316
00:19:56,420 --> 00:19:58,500
‫هشدار به اون اهریمنی که جلومه!

317
00:19:58,790 --> 00:20:02,920
‫اگه یه قدم دیگه جلو بیای، مجبورت می‌کنم با زور از بین بری.

318
00:20:03,000 --> 00:20:05,960
‫تو اون مرحله،
‫هیچ تضمینی برای زنده موندنت نیست،

319
00:20:06,040 --> 00:20:09,710
‫پس پیشنهاد می‌کنم همین حالا برگرد.

320
00:20:10,130 --> 00:20:12,790
‫اهریمنی؟ در مورد چی حرف می‌زنی؟

321
00:20:12,880 --> 00:20:16,250
‫من فقط یه مسافر معمولی‌ام.

322
00:20:16,880 --> 00:20:21,210
‫تحلیل من اینه که تو قطعاً یه اهریمنی با ظاهر مبدلی.

323
00:20:21,580 --> 00:20:24,080
‫هه، پس فهمیدی، آره؟

324
00:20:24,170 --> 00:20:25,130
‫خیلی خب،

325
00:20:25,210 --> 00:20:27,130
‫پس تکلیف روشنه!

326
00:20:30,130 --> 00:20:32,130
‫حمله‌ی خصمانه تأیید شد.

327
00:20:32,750 --> 00:20:35,210
‫شروع حمله.

328
00:20:39,670 --> 00:20:40,710
‫بگیر اینو!

329
00:20:47,290 --> 00:20:48,750
‫فرار نمی‌کنی.

330
00:20:50,750 --> 00:20:53,210
‫کشور مراک، یکی از هفت قهرمان؟

331
00:20:53,290 --> 00:20:57,380
‫اگه خانم لوفاس بخواد،
‫کل این کشور رو تو آتیش می‌سوزونم!

332
00:21:05,170 --> 00:21:06,710
‫عجیبه… خیلی ساکته.

333
00:21:08,420 --> 00:21:10,750
‫یه مانع برای جلوگیری از نزدیک شدن؟

334
00:21:10,830 --> 00:21:12,630
‫جادوی عنصر ماه، هان؟

335
00:21:12,920 --> 00:21:14,960
‫برای همینه که هیچ‌کس دیگه اطراف نیست.

336
00:21:15,960 --> 00:21:17,500
‫بیا بیرون.

337
00:21:17,580 --> 00:21:18,790
‫خودتی، نه؟

338
00:21:19,210 --> 00:21:20,460
‫آیگوکروس؟

339
00:21:25,710 --> 00:21:28,210
‫**آیگوکروس، بز**
‫**یکی از دوازده ستاره‌ی آسمونی فاتح**

340
00:21:28,290 --> 00:21:30,750
‫خیلی وقته ندیدمت، اَریس.

341
00:21:31,000 --> 00:21:32,960
‫اینجا چه کار می‌کنی؟

342
00:21:33,040 --> 00:21:34,500
‫معلومه دیگه.

343
00:21:34,580 --> 00:21:37,630
‫تنها چیزی که می‌خوام، جون هفت قهرمانه.

344
00:21:37,710 --> 00:21:41,420
‫پس هنوزم برای اهریمنی‌ها کار می‌کنی که به اون هدف برسی؟

345
00:21:41,500 --> 00:21:42,880
‫دقیقاً.

346
00:21:42,960 --> 00:21:47,290
‫اون‌ها از قدرت من استفاده می‌کنن،
‫منم ازشون بهره می‌برم.

347
00:21:47,380 --> 00:21:49,790
‫منافع‌مون یکیه.

348
00:21:49,880 --> 00:21:54,790
‫اریس، همون سوالی رو دوباره می‌پرسم
‫که یه بار قبلاً ازت پرسیده بودم.

349
00:21:55,830 --> 00:21:57,630
‫میای پیش من؟

350
00:21:57,710 --> 00:21:59,540
‫با من همکاری کن،

351
00:21:59,630 --> 00:22:03,540
‫تا اون هفت قهرمان نفرت‌انگیز رو
‫به جهنمی بفرستیم که ازش اومدم.

352
00:22:10,960 --> 00:22:13,500
‫ترجمه: جان پیکِت
‫زمان‌گذاری: اندی الیس

353
00:22:13,580 --> 00:22:16,460
‫ویرایش: گابریلا رامیرز
‫کنترل کیفیت: مِیگن اسمیت

